نشانهاي از فشار و اختناق نبود، اين بحثها ممكن بود ايجاد ترديد كند و به ايجاد آمادگي براي تغيير دين بينجامد. ولي شرايطي كه در آن مباحثات برگزار ميشد خيلي از انصاف و بيطرفي به دور بود و تلاش زيادي ميشد تا يهوديان را مقصّر و بيارزش جلوه دهند. شايد اين بيشتر ناشي از ناآگاهي و زهد خشكشان بود تا بدخواهي. چشمگيرترين نمايش از اين قبيل در سالهاي 1413 ـ 1414، در طرطوشه (كاتالونيا) انجام گرفت. اين مناظرات در 63 جلسه برگزار شد و بيست و يك ماه طول كشيد! ناپاپ بنديكتيوس سيزدهم در برخي جلسات حضور داشت1، در حالي كه گروه مجللي از مقامات عالي كليسا و اشراف ملازمش بودند و يهوديان بيشتر حكم گناهكاراني را داشتند كه براي محاكمه بهحضور اعضاي دادگاه آورده ميشوند، تا طرفهاي بحثي خالي از تعصب. مهمترين شخص متهمكننده جرونيمو دو سانتا فه بود و مدافعان ويدال بِنوِنيست، آستروك هه ـ لاوي2 و غيره بودند. در نتيجه، بنديكتيوس سيزدهم فرماني صادر كرد كه يهوديان را از تدريس تلمود، مراوده با مسيحيان و محروم ساختن فرزندان مسيحي شدهشان از ارث منع ميكرد. اجراي فرمان برعهدهٴ گونسالو دوسانتا ماريا پسر پولس بورگوسي نومسيحي واگذار شد.
2. كاتالونيا
در بالا دو مناظره را كه در پامپلونا و طرطوشه برگزار شد ذكر كرديم، يعني در واقع هيچيك در خاك اسپانيا نبود، بلكه يكي از آنها در سرزمين باسك و ديگري در كاتالونيا روي داد، با اينهمه بيراه نيست كه هر دو را از رويدادهاي مربوط به اسپانيا بناميم. اكنون، بهتر است به بررسي يهوديان كاتالونيا بپردازيم.
سليمان آستروك گاتينيو و عزرابن سليمان گاتينيو، كه احتمالاً پدر و پسر بودند، به مطالعات در كتاب مقدس پرداختند. اولي در بارسلون برآمد و دومي در سرقسطه و لريدا(لارده). نسيمبن روبِن جروندي تفسيرهايي بر
تلمود نوشت. او در اين كار از پيروان برجستهٴ موسيبن نحمن جروندي (سيزدهم ـ 2) و سليمانبن ادرت (سيزدهم ـ 2) بود. اين سه مرد شهير تا يك قرن، برجستهترين تلموددانان كاتالونيا بودند؛ موسي در حدود 1270، سليمان در 1310، و نسيمبن روبن در حدود 1376، درگذشتند. ولي علت اصلي شهرت نسيم اين امر است كه وي معلم حَسدي قِرِسقاس، يعني يكي از برجستهترين فيلسوفان زمان خود بود. اهميت او از جنبهٴ فلسفي